حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 264
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
هارون الرّشيد مقامات عاليه داشتند اسم خود را از لقب پرمكه گرفتهاند و بودائيها اين لقب را برئيس دير بودائى ميدادند نوشتههاى چينى تأييد مىكند كه چنين ديرها در راهى كه زوّار چينى از ممالك غربى چين بهند طى ميكردهاند وجود داشته و نوشته يكى از سيّاحهاى چينى كه در اواخر دوره ساسانى ببلخ رفته و نوبهار را ديده در دست است « 1 » و بالاخره قدماى مورّخين عرب نوبهار را بيت الاصنام ناميدهاند معتقدات اريانهاى ايرانى از نظر تاريخ محقّقين بعد از غور در معتقدات مذهبى آريانهاى ايرانى به اين نتيجه رسيدهاند كه مردمان مذكور در اعصار قبل از تاريخ ارباب انواعى را ميپرستيدند و اگر هرمزپرستى هم در معتقدات آنها داخل بوده در هرحال مذهب آنها بمرتبه اعتقاد بخداى يگانه نرسيده بود ولى در قرون بعد و مخصوصا در اعصار تاريخى مشاهده مىشود كه مذهب زرتشت بتوحيد منجر و منتهى شده زيرا تمام امشسپنتان و يزتها آفريده هرمزند و اهريمن بالاخره مغلوب و تاريكى بر طرف خواهد شد بنابراين مسألهاى طرح مىشود كه آيا اين سير تكاملى و ترقّى در معتقدات مذهبى آريانهاى ايرانى از خود آريانها بوده يا از نفوذ و تأثيرات مذاهب خارجه راجع بمذاهب خارجه اولا بايد در نظر داشت كه در عهد قديم تمام مردمان آسياى غربى و افريقاى شمالى باستثناى مردم بني اسرائيل مشرك و بتپرست بودند زيرا چنان كه از تاريخ معلوم است سومريها - اكّديها - كلدانيها - آسوريها - فينيقيها - مصريها و غيره به ارباب انواعي قائل بودند و مجسّمه آنها را ميپرستيدند بس ممكن نبود كه اين مذاهب تأثيرى در ترقّى مذهب آريانها داشته باشد يونانيها و رومىها نيز نميتوانستند مؤثر باشند زيرا آنها هم با صرفنظر از بعضى حكماء و دانشمندان خود مشرك بودند و حتّى وقتى كه اسكندر بايران آمد يونانيها و مقدونىها به برترى معتقدات مذهبى ايرانيان قديم با نظر احترام
--> ( 1 ) - تاريخ برامكه تأليف بوواى فرانسوى ( L . BOUVAT , LES BARMECIDES . PARIS 1921 )